هشدارهای پلیسی؛ راه های پیشگیری از سرقت خودرو

  خودروی خود را به لوازم ایمنی نظیر دزد‌گیر، سویچ مخفی، قفل فرمان، قفل پدال، قفل سوئیچی و سایر وسایل تاخیری و بازدارنده مجهز کنید .

خودروی خود را حتی برای دقایقی کوتاه در اختیار افرادی که شناخت کافی از آنان ندارید قرار ندهید .
به هنگام ترک خودرو خود، از قرار دادن سوئیچ بر روی آن جداً خودداری کنید .

همیشه هنگام ترک خودروی خود، از بسته شدن درها و شیشه‌ها اطمینان حاصل کنید .

هرگز خودروی خود را در اماکن خلوت و تاریک پارک نکنید.

هنگام ورود و خروج از پارکینگ منزل مراقب باشید افراد غریبه وارد پارکینگ نشوند.

حین گردش و تفریح، خودروی خود را در مکانی امن و در صورت امکان در پارکینگ‌های عمومی و مطمئن پارک کنید .

در زمان خروج از پارکینگ منزل، ابتدا خودرو را خاموش کنید و سوئیچ را برداشته سپس درب پارکینگ را ببندید .

چنانچه اتومبیل خود را در پارکینگ منزل پارک می‌کنید، از قفل بودن درب‌های آن مطمئن شوید .

هشدارهای امنیتی برای هم میهنان ایرانی

گفتار حاضر ، بر اساس وظیفه ذاتی و قانونی وزارت اطلاعات برای حفظ و گسترش امنیت عمومی و حمایت از شهروندان ایران اسلامی در برابر خطرات و آسیب پذ یریهای  امنیتی طراحی شده و در آن ،  مهمترین آگاهی های امنیتی و اطلاعاتی مورد نیاز  شهروندان کشور اعم از کارمندان دولت و شهروندان عادی کشور  تقدیم محضر هم وطنان عزیز خواهد شد .

 سعی ما بر این است تا با ارائه مستمر تجارب و یافته های سالها فعالیت اطلاعاتی و امنیتی و شناسایی نقاط ضعف و آسیب پذیری ، در قالب هشدارها و پیامهای امنیتی ، هم وطنان عزیز را در تأمین بهداشت امنیتی فردی و بدنبال آن ایجاد محیط و جامعه ای  امن و مطمئن برای زندگی توأم با رفاه و امنیت ، یار و همراه باشیم  .

 بر این اساس ، مطالعه و آشنایی با این پیامهای امنیتی ، شهروندان عزیز این مرزو بوم را در برابر توطئه های دشمنان ایران زمین ، آگاه و توانمند خواهد ساخت :

۱) هوشیاری و حساسیت مردم نسبت به وقایع امنیتی، شکست توطئه های دشمنان این مرزو بوم کهن را در پی دارد.
۲) امنیت ملی کشور در گرو  مشارکت تک تک مردم ایران اسلامی در تأمین امنیت عمومی است.

۳) هوشیاری و حساسیت در برخورد با افراد ناشناس و خودداری از ارائه اطلاعات محل خدمت ، شغل و یا محل سکونت به  افراد مشکوک، از اصول اولیه تامین امنیت عمومی است. ارائه اطلاعات به افراد ناشناس تنها بایستی بر اساس احراز هویت مجاز فرد ناشناس و ارائه مدرک شناسایی معتبر باشد .
۴) امنیت پایدار و همه جانبه کشور، ضامن پیشرفته ، توسعه و فردایی بهتر برای ما و فرزندان ماست.  پس در ایجاد امنیت پایدار مشارکت فعال داشته باشیم .

۵) هر نوع  سوء استفاده  از موقعیت شغلی، سوء استفاده از شغل دولتی محسوب شده و بر خلاف قانون است . مردم می توانند این تخلفات را به ستاد خبری وزارت اطلاعات گزارش نمایند .
۶) آیا می دانید در اروپا  ، اتباع کشورهای اروپایی در خیابانها و حتی  از پشت پنجره ها، هر گونه فعالیت مشکوک و یا تردد غیر عادی را به پلیس اطلاع می دهند و این فرهنگ امنیتی ، از ویژگیهای جامعه اروپائی محسوب می شود .

۷) در تمام کشورهای توسعه یافته ، همکاری با پلیس و دستگاه امنیتی ، یک فرهنگ عمومی است که برخاسته از احساس نیاز عمومی به امنیتی پایدار می باشد.
۸) برای جامعه، نعمتی بالاتر و ارزشمندتر از “امنیت” وجود ندارد.

۹) نگهداری مواد انفجاری ، سلاح و تجهیزات نظامی سرد و گرم، علاوه بر مخاطرات جانی و مالی برای عزیزان شما، برخلاف قوانین کشور است.
۱۰) اقدامات مامورین امنیتی با مجوز رسمی قانونی و قضایی انجام می گیرد، پس مراقب افراد کلاهبردار و سوء استفاده کنندگان از عناوین امنیتی و اطلاعاتی باشیم.

۱۱) اگر مراجعه مشکوکی با نام مامورین اطلاعاتی به شما صورت گرفت، ضمن درخواست مدارک هویتی و مجوز قانونی، در صورت مشاهده هر گونه تخلف، مراتب را فورا به شماره تلفن ۱۱۳ ستاد خبری وزارت اطلاعات اطلاع دهید.
۱۲) هر نوع مراجعه اتباع بیگانه برای کسب اطلاعات شغلی یا عمومی را بلافاصله به تلفن ۱۱۳ اطلاع دهید. بیگانگان نسبت به اطلاعات میهن عزیز ما نامحرم هستند.

۱۳) اگر در محیط زندگی و شغلی خود اسناد طبقه بندی شده و محرمانه دولتی را یافتید ، مراتب را به تلفن ۱۱۳ گزارش دهید و یا اسناد را به صندوق پستی ۱۱۳ بیندازید.

۱۴) به تلفنهای مشکوک که سوالات غیر عادی می نمایند و اخبار ویژه ای را از شما می پرسند، اعتماد نکرده و موضوع را به تلفن ۱۱۳ گزارش نمایید. دشمنان با استفاده از تماسهای تلفنی به دنبال کسب اخبار مورد نیاز خود از کشور ما هستند.

۱۵) آیا با قانون نگهداری و افشای اسناد محرمانه دولتی آشنا هستید؟
۱۶) دشمنان در سفرهای شما به خارج از کشور به دنبال برقراری ارتباط و دوستی با شما هستند . مراقب درخواستها و دامهای دشمن در این سفرها باشیم.

۱۷) در صورت مراجعه دشمن به شما و درخواست همکاری و ارئه خبر، در اولین فرصت مراتب را به ستاد خبری وزارت اطلاعات اطلاع دهید . این اقدام بیانگر میهن پرستی، سلامت و وفاداری شماست و وظیفه ما قدردانی از این میهن پرستی و صیانت از شماست.
۱۸) کارمندان دوایر دولتی در تور فعالیتهای جاسوسی دشمنان هستند، پس از افشای هر گونه اطلاعات و دسترسی خود به اسناد و اخبار محرمانه ، حتی در نزد دوستان و اقوام نزدیک هم خودداری کنیم.

۱۹) در مراجعه به سفارتخانه های بیگانه برای دریافت روادید و سایر امور مسافرتی، اطلاعات شغلی محرمانه را ارائه ندهید. در صورت اصرار بیگانگان ، مراتب را به ستاد خبری و زارت اطلاعات اطلاع دهید.
۲۰) پخش و تبلیغ شایعه های رادیو و تلویزیونهای بیگانگان ، همراهی با دشمنان میهن عزیزمان است، پس شایعه های دشمنان را بی اعتنا با شیم.

۲۱) شایعه سازی بیگانگان فقط برای ایجاد اختلاف بین مسئولین و از بین بردن وحدت ملی ماست، شایعه ها را توطئه دشمنان این مرزو بوم بدانیم و آنها را به دیگران منتقل نکنیم .

۲۲ ) شایعات ، امنیت روانی و فکری جامعه را به مخاطره انداخته و آسایش روحی مردم را مختل می کنند . شایعات را باور نکنیم و آنها را هم تبلیغ نکنیم تا جامعه ای بانشاط و امیدوار به فردایی بهتر داشته باشیم

۲۳ ) اتباع ایرانی در سفرهای خارجی مورد حمایت نمایندگیهای سیاسی جمهوری اسلامی در هر کشور خارجی هستند . اگر خواسته یا ناخواسته مرتکب هر گونه اشتباهی شدید بدون نگرانی و مطمئن به حمایت دولت جمهوری اسلامی ، اسیر شانتاژها و فشارهای مأمورین خارجی برای اجابت خواسته های غیر قانونی آنها نشوید . بلافاصله درخواست تماس با مأمورین سفارت جمهوری اسلامی را نمائید تا با حضور آنها مأمورین بیگانه ، بر اساس قانون با شما برخورد کنند و مورد حمایت کشور خود قرار گیرید.اگر موفق به تماس با سفارت نشدید، در هنگام ورود به کشور ، به ستاد خبری وزارت اطلاعات مراجعه و یا با تلفن ۱۱۳ تماس بگیرید و ماجرا را شرح دهید .  سر آغاز ورود به عرصه خیانت به میهن ، تسلیم در برابر فشارها و شانتاژ مأمورین کشورهای بیگانه است . میهن پرستی و تسلیم نشدن در برابر این فشارها و مطلع ساختن مأمورین سیاسی کشور از برخورد غیر قانونی بیگانگان ، تقدیر و تشویق خدمتگزاران مردم در دولت را به دنبال دارد .

منبع : سایت وزارت اطلاعات

مثل یک پیامبر

در سالهای اولیه جنگ سرد یک افسر نیروی دریایی سوئد، توسط سرویس اطلاعاتی شوروی، برای استخدام مناسب تشخیص داده شد و به صورت عامل محلی روس‌ها در سوئد درآمد. او سالها کار کرد تا اینکه مأمور کنترل او توسط روس‌ها مرتکب اشتباه شد. یک مورخ سازمان سیا، ده سال بعد جریان را از لحاظ ابزارها و روشهای جاسوسی شرح می‌دهد. این نویسنده دارای ارتباط نزدیکی با مأموران بازجویی ضداطلاعات در سوئد بوده‌است.
جریان عمومی قضیه «لانسدال- کروگر- هافتون- گی» درباره جاسوسی شوروی در انگلستان در سال گذشته، و قضیه مشابه آن در آمریکا در مورد «آبل- هینان» باعث یادآوری یک قضیه قدیمی‌تر از جاسوسی شوروی در زمان بعد از جنگ دوم شد، که در کشور هدف، سروصدای زیادی کرد؛ ولی در اینجا (آمریکا) کمتر مورد توجه قرار گرفت.
این قضیه مربوط به «ارنست هیلدینگ آندرسون» است، که مهارت، ابتکار و تعلق خاطر شدید او باعث دریافت یک سلسله گزارش مهم پیرامون نیروی دریایی سوئد – از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ – توسط روس‌ها شد. این برنامه همانند دو قضیه قبلی که در مورد انگلستان و آمریکا گفته شد، حالت یک عملیات بسیار مخفی پیچیده توسط کا.گ.ب را نداشت، بلکه بدون تجهیزات فنی پیشرفته‌ای که آبل و لانسدال در اختیار داشته صورت گرفت. جالب توجه است که رویه‌های امنیتی قضیه آندرسون در ابتدا بسیار ضعیف بودند و به‌تدریج تقویت شدند. گرچه هیچ‌گاه به سطحی که در قضیه سرهنگ آبل مطرح بود نرسیدند، ولی چیزی در مایه لانسدال شدند. در حالی که لورفتن قضیه مربوط به انگلستان، حاصل بی‌دقتی عامل جاسوسی آنها یعنی هاگتون بود، در مورد آندرسون، که در امور امنیتی دقت داشت، بی‌لیاقتی یک مأمور فاقد آموزشهای کافی که توسط روس‌ها از مسکو برای اداره آندرسون اعزام شده بود، باعث افشای قضیه شد.
به سبک پیامبر
ارنست هلدینگ یکی از هشت فرزند خانواده آندرسون بود که از طریق عواید کامیونی کوچک در استرانگناس زندگی می‌کردند. این محل، فاصله چندانی از شهر مرفه استکهلم نداشت. آنها زندگی فقیرانه داشتند. پدر خانواده در اثر بیماری روماتیسم فلج شده بود و به همین خاطر پسرش ارنست مجبور شد در سن ۱۱ ساگلی مدرسه را ترک نماید و به کارکردن در مزارع همسایگان روی آورد. او کارهایی انجام می‌داد که برای جوانی به سن وسال او، مشکل و طاقت‌فرسا بود. ارنست جوانی باهوش، حساس و تنها بود و گاهی حتی در خانواده خودش احساس بیگانگی می‌کرد.مادرش، که بعضی‌ها می‌گفتند گرایشهای کمونیستی دارد، برای کمک به تأمین هزینه خانواده، خیاطی می‌کرد، یکی از خواهرانش دچار مرض سل شده بود، و خواهر دیگرش به خاطر مرضی – احتمالا سیفلیس- دچار ناتوانی ذهنی بود.
ارنست وقتی هفده‌سال داشت به استکهلم رفت و در حالی که با خواهرش زندگی می‌کرد به شغل تحویل خریدهای مردم به خانه آنها پرداخت. وقتی هجده‌ساله شد، به نیروی دریایی پیوست، زیرا نه تنها از لحاظ مالی وضع بهتری پیدا می‌کرد، بلکه می‌توانست افقهای فکری خود را گسترش دهد. او به مطالعه شدید روی‌آورد. مدت پنج سال‌ونیم به دوره‌های شبانه، در موضوعات فنی می‌رفت و درس مهندسی برق می‌خواند. هنوز انرژی او به طور کامل مصرف نشده بود که با چند دریانورد آشنا شد. آنها دارای عقایدی در فلسفه اقتصادی و اجتماعی بودند که با افکار او جور در می‌آمد. همین افراد او را به همفکرانشان در شهر استکهلم معرفی کردند و ارنست به شاخه بین‌الملل کمونیستی جوانان در سوئد پیوست. این اولین تجربه او با رفقای کمونیست‌بود. مدت دو سال – یعنی تا زمانی که به لحاظ مأموریت در دریا مجبور شد که راهی نقاط دیگر شود- به تهیه و پخش روزنامه غیرقانونی این شاخه که تورپدن نام داشت کمک می‌کرد.
در سال ۱۹۳۳ که ۲۴ سال داشت، با یک مستخدم ازدواج کرد. همسرش از مهربانی و هوش و استعداد او خوشحال بود و آنها را تحسین می‌کرد، ولی عقاید او را نمی‌فهمید و در چیزهایی که به عنوان منافعش تلقی می‌کرد، شریک نبود. آنها زندگی دوستانه و در عین‌حال در خیلی اوقات جداگانه‌ای داشتند. ۱۶ سال بعد آنها صاحب یک پس شدند.
در سال ۱۹۳۴ آندرسون به عنوان مکانیک ارشد، فارغ‌التحصیل شد. هنوز به تحصیل ادامه می‌داد و – بخصوص در زمینه مهندسی برق کار می‌کرد، ولی به مطالعه روی چیزهای متفرقه مثل کنترل آتش توپخانه و زبانهای خارجی علاقه داشت. آندرسون در سال ۱۹۵۰، که ۴۱ سال داشت، مدرک مهندسی خود را گرفت. او حالا می‌توانست افسر بشود. زندگی در نیروی ارتش برای او قانع‌کننده بود. رفتار خوبی با او می‌‌شد و فرصتهای زیادی برای آینده داشت. گرچه پول زیادی نداشت، ولی از خیلی از همردیفان خود بهتر زندگی می‌کرد. او نسبت به همکارانش یا گروههای دیگر مردم احساس گله و شکایتی نداشت. کارش را صمیمانه انجام می‌داد و از اینکه کارش را خوب انجام بدهد خوشحال می‌شد.

منبع : سایت وزارت اطلاعات

ده توصیه پلیسی برای دفاع شخصی و حفظ جان در شرایط خاص

– قویترین قسمت بدن شما آرنجتان میباشد…
در صورتیکه به اندازه کافی به شخصی نزدیک هستید که بتوانید از آرنجتان استفاده نمایید، این کار را انجام دهید…
۲- در صورتیکه دزدی از شما کیف پولتان را خواست، آن را به او تحویل ندهید
کیف را به سمتی دور، ترجیحا در حیاط منزل مجاور پرتاب کنید…ممکن است این شانس وجود داشته باشد که دزد به کیف شما بیش از خود شما علاقه نشان دهد و به سمت کیف برود در این لحظه شما فرار کنید…
۳- در صورتیکه شما را داخل صندوق ماشین انداخته اند چراغ های عقب را در آورید…
و دستتان را از سوراخ بیرون برده، دیوانه وار آن را تکان دهید راننده شما را نمیبیند،…اما سایرین میبینند. این کار جان افرادی ر نجات داده است…
۴- خانم ها معمولا عادت دارند که هنگامیکه پس از خرید یا کار وارد اتومبیل خود می شوند…
در آن بنشینند و کارهای دیگر انجام دهند ممکن است کسی شما را زیر نظر داشته باشد…
و در یک فرصت مناسب از در سمت پیاده رو وارد اتومبیل شده اسلحه یا چاقویی را به طرف شما بگیرد و به شما گوید که به کجا بروید و حوادث ناگوار بعدی به وقوع بپیوندد. به محض اینکه وارد خودرو شدید، درها را قفل کرده و محل را ترک کنید اگر هنگامیکه سوار خودرو شدید،…
شخص دیگری نیز در اتومبیل بود و اسلحه ای را به سمت شما نشانه رفت متوقف نشوید…
تکرار میکنم اتومبیل خود را متوقف نکنید به جای ترمز کردن،…پای خود را بر روی گاز فشار دهید و با سرعت به چیزی بکوبانید که ماشین خرد شود … کمربند ایمنی و یا کیسه هوا جان شما را نجات خواهد داد…و اگر دزد دیگری در صندلی عقب نشسته باشد به محض برخورد ماشین با مانع…فرار کنید،
که فرار کردن بهتر از این است جسد شما را در جایی پیدا کنند…
۵- چند نکته هنگام سوار شدن به ماشین در یک پارکینگ مسقف یا سرپوشیده: حواس خود را جمع کنید. اطراف خود، درون ماشین و صندلی عقب را نگاه کنید … زمین سمت پیاده رو را نگاه کنید… اگر ماشین شما در کنار یک ون بزرگ پارک است… از در سمت پیاده رو سوار اتومبیل شوید بیشتر قاتل های زنجیره ای قربانیان خود را در حالیکه می خواهند سوار ماشین شوند به داخل ون میکشند… به ماشینی که در سمت خیابان و یا پیاده رو، نزدیک ماشین شما پارک است نگاه کنید… اگر مردی تنها در صندلی ای که نزدیک ماشین شما است، نشسته است به عقب برگردید و با یک نگهبان یا پلیس به ماشین خود نزدیک شده و سوار شوید…

۶- همیشه از آسانسور به جای پله استفاده نمایید… راه پله ها مکان هایی ترسناک برای تنها بودن هستند و بخصوص در شب مکان های خوبی برای انجام جنایت و زورگیری می باشند…

۷- در صورتیکه شخصی اسلحه دارد و شما از او فاصله بیش از سه متر دارید یقینا بهتر است که بدوید… شخص مهاجم فقط می تواند بدون دقت به شما شلیک کند … در حالیکه شما یک هدف متحرک هستید، احتمال اینکه تیر به شما بخورد ۴ درصد است… و همچنین به احتمال زیاد محلی از بدن که مورد اصابت گلوله قرار میگیرد، یکی از اعضای حیاتی بدن شما نیست… ترجیحا به صورت زیک زاگ بدوید…
۸- خانم ها معمولا تلاش می کنند که عاطفی و دلسوز و شفیق باشند … اینطور زنانه و لطیف که تابحال رفتار داشته اید و با این شرایط خاص متفاوت برخورد کنید…! برای همه کس اینطور نرم رفتار کردن اشتباه است و دیگر بس است…!!! این رفتار ملایم ممکن است به شما صدمه زده و یا حتی به کشته شدنتان منجر شود… رهبر باندی که یک قاتل بود و قتل های زنجیره ای انجام میداد مردی خوش تیب و با سواد بود. از حس شفقت زنان سوء استفاده میکرد : با عصایی در دست لنگان لنگان راه میرفت و برای سوار شدن به اتومبیل خود درخواست کمک میکرد…

۹- نکته امنیتی دیگر: شخصی به من گفت که دوستش صدای گریه یک بچه را شب هنگام در راهرو آپارتمان شنیده است… و بدلیل اینکه دیر وقت بوده به پلیس زنگ زده است… او فکر میکرد که این عجیب است… پلیس به او گفت: هرکاری که میکنی، در را باز نکن… زن گفت که این مانند صدای یک بچه است که انگاراز پنجره به بیرون خزیده و ممکن است وارد خیابان شود… او نگران بچه است… پلیس گفت، یکی از واحدهای اعزامی ما در راه است… هر کاری که میکنی، در را باز نکن!… پلیس به او گفت که آنها فکر میکنند که یک قاتل قتل های زنجیره ای صدای یک بچه را ضبط کرده است و با استفاده از آن زنان را با فکر اینکه کسی یک بچه آنجا گذارده است، به بیرون از خانه میکشاند…  او گفت که آنها هنوز این موضوع را تایید نکرده اند. اما تعداد زیادی خانم تماس گرفته و میگویند هنگامیکه شب هنگام در خانه تنها بوده اند، صدای گریه یک بچه را از بیرون در میشنوند…

۱۰- اگر صدای چکه آب از شیرهای بیرون خانه در نیمه شب شنیدید… هرگز از منزل خارج نشوید و با تماس، از همسایه های خود کمک بگیرید…